كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

165

ده سفرنامه ( فارسى )

اقدامى صورت گيرد با اينكه او نمىتواند در مقابل رسوم و قوانين دربار ايران مقاومت كند ولى فورا به شاه خواهد گفت كه اين هدايا باج و خراجى نيست كه در اثر بىتوجهى به منشيان و درباريان داده شود بلكه يك نوع تحفه و هدايائى است كه از طرف فرمانفرماى انگليسى هند به خاطر دوستى و احترام براى شاه ايران فرستاده شده است اين گفته مؤثر واقع شد و هدايا بين افراد صاحب مقامى توزيع گرديد كه مورد تأئيد شاه قرار گرفته بود . گرچه اين ديدار جنبه تشريفاتى داشت ولى شاه مايل بود جنبه‌هاى ديگرى به آن بدهد بنابراين از ايلچى پرسيد گزارشى دريافت كردم كه پادشاه شما تنها داراى يك همسر است ولى من نمىتوانم باور كنم . ايلچى در پاسخ گفت : هيچكدام از پادشاهان مسيحى بيش از زن نمىتوانند داشته باشند . آه ، من مىدانم ، اما ممكن است « كنيزكى » داشته باشد . سفير جواب داد : پادشاه رئوف و مهربان ما جرج سوم چه از نظر مذهبى و چه از لحاظ خصوصيات اخلاقى مانند ديگران است . پادشاه ايران در حالى كه مىخنديد گفت ممكن است اين عمل بسيار خوبى باشد ولى من دوست ندارم پادشاه چنين كشورى باشم . هنگامى كه قصر را ترك مىكردم با حادثه عجيبى روبرو شدم مرد غول‌پيكرى كه قدى در حدود هشت پا داشت در حالى كه چماق بزرگى در دستش ديده مىشد پاى ديوار دروازه‌اى كه از آن عبور مىكرديم ايستاده بود و ظاهرا اين شخص را به خاطر اينكه من او را ببينم اينجا آورده بودند . ايلچى در نهايت حيرت ولى بدون ترس و يا اينكه توجهى به وى كند و تنها با يك نگاه اجمالى او را ورانداز نمود و از كنارش گذشت ، ولى در حقيقت آدم دچار حيرت و سردرگمى مىشود وقتى كه فكر مىكند چنين انسانى وجود